
سلام ......
وای یه ۶۰ ماهی هست که نیومدم وب خدا بخیر کنه .....
چه زود ۳ ماه تابستون گذشت و چه زود تر ۳ ماه اول پاییز و چه زود عمرمون داره طی میشه
با سرماخوردگی چه میکنید خوش میگذره ؟؟ من که هر یه هفته یه بار باهاش سروکله
میزنم هفته پیش خوب بودم اما این هفته باز مریض شدم و بدترین نشونشم تبه واییی
تو این مدت که گذشت خیلی لحظه های خوب و بد برام پیش اومد که متاسفانه بداش
بیشتر از خوباش بودن . یکی از دوستام آقای ا . م. ا. ن . ي به وبلاگ بنده مراجعه کرده بودن
و با نظر گرمشون ما رو مستفیذ کرده بودن mr (?) من فقط بیام مدرسه اون وقت ببينمت
ببين چه بكنم راستي ويلن نازنينم به دستم رسيد روز اول جوگير شدم اومدم چهارگاه
تند بزنم زدم خرك ويلنو از جاش درآوردم مشكلي نبود چون ۲ دقيقه اي درست شد
به خاطر اينكه چپ دست بودم استادم بهم گفت برم زير چونه اي تكا آلماني بگيرم و منم
جمعه از ساعت ۱۰ تا ۲ تو بهارستان به دنبال يك زير چونه اي بودم و آخر زير چونه اي خود
را در شيرموز فروشي خريدم خيلي جالبه نه ؟؟؟؟
خلاصه امتحانات تــرم ۱ نزديكه و فرصت بسيار كم اصلا حوصله آپ كردن نداشتم
به خاطر اصرار آقاي م . ص . ا آپ كردم دارم شعرامو برا تابستون جمع آوري ميكنم تا تو
وبلاگ بزارم يه جاهاي عجيب غريبي شعر پيدا كردم كه نگو مثلا تو كتاب آشپزي يا ....
تا حالا ۵۵ تا شو جمع آوري كردم و تو word درستشون كردم تا ببينم چي بشه
به وبلاگلاي دوستان كه سر ميزدم متوجه شدم كه خيلياشون نيستن البته چند تا
از اونا ازم خداحافظي كردن تا تابستون سال بعد زيارتشون كنيم ولي درس و مشقا
زياد شده از طرفي من بايد براي جمعه ها كلاس گروهيم تمرين كنم زندگي نون و آب
ميخواد كشكي كه نيست امروز مدرسمون اردو داشت حيف من چون مريضم نرفتم
وگرنه براي مسابقه شنا خيلي آمادگي داشتم ............
راستي مستر ا. م . ا . ن . ي . از نظري كه دادي ممنونم اون اسمايي هم كه گفتي
همشون دوستاي وبلاگيم هستن نه چيز ديگه اي يكي طلبت
تا آپ بعدي خدانگهدار











